خون
من چطور می توانم خودم را فراموش کنم....این بریدگی ها...این خون از کجا نشت می کند.....سرم کجاست؟ این تن چه می خواهد از جانم....جان؟ کدام جان؟جانی که متعلق به تن است یا ذهن؟ کارد را کجا گداشته ام....این تن حالا حالا ها باید تقاص بدهد عزیزم......
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت
8 PM  توسط هکلبری فین
|