من اتفاقی وارد مراسم شدم حالا بعد نگویید که تو آنجا چه می کردی.رفته بودم یکی از دوستان را ببینم که آن اوضاع را دیدم. جریان از این قرار بود که عده ای دور هم جمع شده بودند و همایشی راه انداخته بودند به نام شعر ایران ما. کزازی نامی که گویا دبیر جشنواره بود رفته بود بالا و داشت گرتو خاک می کرد - من قبلن اسم او را شنیده بودم و از حال و روزش با خبر بودم- که چی که بله شعر امروز بحران دارد و شعر اصیل را ما می گوییم!!!بعد از ترک تازی های فراوان آخر سر درآمد که شعر جنگ نباید فراموش شودو بعد هم کلی با آن زبان تخمی اش شروع کرد به تعریف و تمجید از شاعرانی که من مرده میناممشان.بعد دیدم که به به مجری مراسم هم سهیل نفیسی است- گل بود به تخم مرغ هم آراسته شد- سپس یکی آمد و به تعریف وتمجید از شهریار پرداخت و یک کلیپ هم از آن نشان دادند!!!!کلیپ شهریار دیگر از آن حرفهاست. سپس محمد علی بهمنی شعر خواند وخانم امینه دریانورد که ازجزیره آمده بود. بعد کلیپ سلمان هراتی را نشان دادند وبعد هم کلیپ محمد جهان آرا!!!!!بعد نوبت اهدای جوایز شد! ابتدا به خواهر جهان آرا دادند!! بعد دختر سلمان هراتی!! بعد محمد علی بهمنی و یک بابایی که منتسب به شهریار بود!! یک پیر زن که کنار من بود گفت ببینم جهان آرا هم مگه شاعر بوده؟ چه داشتم به او بگویم گفتم گویا چیزهایی می سروده ولی شما به کسی نگو. بیچاره باور کرد در آخر از تمام ملت حزب الله که درین مراسم شرکت کرده بودند تشکر شد!....و من توی دلم به حرف های این مردک احمق کزازی فکر می کردم که می گفت شعر ایران ما!!!انگار که امثال احمدرضا احمدی و سپانلو برای بلغارستان شعر می گویند....کاش یکی برای من اینها را تعریف می کرد که اینها چه بختکهایی هستند که به جان ادبیات ما افتاده اند......کاش جیمی بو لااقل تا برایم می گفت که غصه نخورم که درست می شود.....کاش هکل کاش.....