تبليغاتX
هکلبری فین
یادداشت های روزانه من

آلودگی 16آذر

من برای برنامه ی اعلام شده در روز 16 آذز بسیار متاسف شدم.می دانستم که در چنین روزی دانشجویان برنامه ها تدارک دیده اند و آماده اند تا روز شان را گرامی بدارند.اما برنامه ی اعلتم شده از سوی حکومت –شما بخوانید اداره هواشناسی-تمامی این برنامه ها را نقش بر آب کرد که در نوع خود سیاست جالبی بود.

در اینجا نمی خواهم بر عوامل ایجاد کننده چنین سیاست مضحکی خرده بگیرم بلکه روی من با دانشجویانی ست که خود مسبب بوجود آمدن چنین شرایطی اند.

در حقیقت آلودگی و منبع آن را باید در خود دانشجویان و خوابگاهاشان جستجو کرد.در خوابگاههایی که اکثر اطاق های آن مجهز به پیک نیک و سیخ و آلات تریاک کشی می باشدو در جیبهای دختران و پسرانش انواع قرصهای نئشه آور را می توان یافت. برای من بسیار متاثر کننده است که میبینم سرو کار این رفقا بیشتر با داروخانه هاست تا کتابخانه ها . به جای کتاب لول تریاک و قرص ترامادول است که جابجا و دست به دست می شود. واقعن چه بر سر این دانشجو آمده است.وقتی وارد فضای خابگاه میشوی و میبینی که بوی افیون توی راهروها پیچیده با خود می گویم چرا اینطور علنی و بدون هیچ مزاحمتی به کار خود می پردازند.

این برایم ایجاد سوال شده بود تا اینکه یکی از رفقا زحمت کشید و ماجرا را برایم حل کرد.....وی گفت ای بابا خود مسئولان حراست پایه ی بساط ما هستند..........

حالا می فهمم که چرا دارند دانشجوی ما را به این سمت و سو سوق می دهند. دانشجویان خیابان 16 آذر یا همیشه نئشه اند یا خمار پس دیگر چه درسی چه کتابی چه اعتراضی......چه آینده ای. آیا ایشان اینده سازان این مملکتند......می خواهم تف کنم بر این سیاست اما ترجیح می دهم یک تف درشت سر بالا بیندازم تا توی صورت خودم بیفتد و .........فراموشش کن
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 12 PM  توسط هکلبری فین  | 

دیشب لب دریا بودم داشتم به عبور و مرور آدمها نگاه میکردم

دوست داشتم محو شوم در میان آن های و هوی دیدم انگار یک دیوار کشیده اند مابین من و این آدمها این عبورها این جسدهای متحرک

بدبینی شکاکیت باشد ولی از هر موقعیت دیگری بیشتر برایم لذت آور است.......

*******************************************************************************

ان کس که می گوید ترا میشناسم دستانش را میبوسم تا مرا به خودم معرفی کند

زیراکه سالهاست من در پی خودمم

مرا نام ببر

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 11 AM  توسط هکلبری فین  | 

 

من گم شدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 2 PM  توسط هکلبری فین  |